ادوار شعر فارسی6
ادوار شعر فارسی6
آخرین دوره شعر فارسی یا سبک شعر, شعر نو است . اما پیش از شعر نو , باز هم دوره ای به نام حد واسط بین دوره بازگشت وشعر نووجود دارد و آن شعر دوره مشروطیت است.انقلاب مشروطه یکی از مهمترین عوامل تغییرات اجتماعی و سیاسی و مخصوصا فرهنگی درتاریخ ایران است و ازاین رو مهمترین تغییر سبک را در پی داشت که سبک نو در شعر و نثر است . شاعران معروف این دوره سید اشرف الدین حسینی ,میرزاده عشقی , عارف قزوینی , ادیب الممالک فراهانی , ایرج میرزا و ملک الشعرا بهار.
اما بعد از فرونشستن تب و تاب مشروطیت و تغییر حکومت و تثبیت نظامی جدید, شعر دوره مشروطیت به صورت شعر نو متجلـّی شد . یکی از جریان های شعرنو در واقع تلفیق افکار نو با ادبیات سنتی که میتوان آن را ادامه همان دوره بازگشت دانست. در شعر افرادی مثل ملک الشعرا بهار , رشید یاسمی ,پروین اعتصامی و تا این اواخر دکتر صورتگر و دکتر مهدی حمیدی این نکته را میبینیم . در مقابل , جریان حقیقی تغییر سبک که اصطلاحا "شعر نو" نامیده میشود جدی تر و ماندگارتر بود . در میان کسانی که به این جریان توجه کردند, علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج به پدر شعر نو ملقب شد .در این شیوه , شعر در زبان و فکر وادبیات دچار تحول گردیداما ریشه های هر سه سبک مهم شعری را میتواندر شعر نو رد یابی کرد مثلا نشانه هایی از سبک خراسانی در شعر نیما , شاملو واخوان و نشانه هایی از سبک عراقی را در شعر فروغ , سهراب سپهری و نشانه هایی از سبک هندی در شعر موج نو دیده میشود .
به هر حال فرق شعر نو با سبک های قبلی بی سابقه است و در واقع هیچگاه بین سبکهای شعر فارسی اینقدر تمایز نبوده است. به نحوی که سبک جدید فقط در مقابل سبک پیش از خود قرار نگرفت بلکه کل ادبیات پیش ازآن به ادب سنتی معروف شد . مهمترین وجه تفارق شعر نیما با شعر سنتی به لحاظ شکل ظاهری, کوتاه و بلندی مصراع است . اما اولین شعر را به این شیوه بانویی به نام شمس کسمایی قبل از نیما سروده بود:
ز بسیاری آتش مهر وناز و نوازش
از این شدت گرمی و روشنایی و تابش
گلستان فکرم
خراب و پریشان شد افسوس
چو گلهای افسرده افکار بکرم
صفا و طراوت ز کف داده گشتند مایوس
بلی ,پای بر دامن وسر به زانو نشینم
نه یارای خیزم
نه نیروی شـــّرم
......
سه شیوه در شعر نو :
شعر آزاد, که وزن عروضی دارد اما جای قافیه ها مشخص نیست. مثل اشعار , نیما یوشیج ,مهدی اخوان ثالث ,فروغ فرخ زاد و سهراب سپهری .
شعر سپید, که هر چند آهنگین است اما وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها هم در آن مشخص نیست . اشعار احمد شاملو ازاین دسته اند .
شعرموج نو , که نه تنها وزن عروضی ندارد بلکه معمولا آهنگین هم نیست ! و قافیه هم ندارد و فرق آن بانثر معمولا در ارائه مطلب و نحوه خاص بیان و بطور کلی در تخیــّل شعری است.
شعر آزاد زیر از نیما یوشیج :
می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
نیست یکدم شکند خواب به چشم کـَس و لیک
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم می شکند
نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد ازمن
کزمبارک دم اوآورم این قوم به جان باخته را
بلکه خبر
درجگر لیکن خواری
از ره این سفرم میشکند
.........
برای کسب اطلاعات بیشتر دوستان عزیز علاقمند را به خواندن کتاب سبک شناسی شعر اثر زیبای دکتر سیروس شمیسا توصیه میکنم .